أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

384

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مسائل عمومى در روزگار مماليك ترك و چركس وضعيت سياسى گذشت كه مكه در اواخر دورهء ايوبى مورد طمع همسايهء يمنى خود قرار گرفت و اين با توطئه و تحريكاتى بود كه برخى از اشراف كه امارت مكه را داشتند صورت مىگرفت . اين وضعيت ادامه يافت تا آن كه دو نفر از بزرگانِ اشراف - يعنى حسن و فرزندش ابونمى اوّل - در سال 647 آن را از آشفتگى و بحران نجات دادند و دور از هر گونه نفوذى با استقلال آن را اداره كردند . ابونمى اوّل اين وضعيت را پس از پدرش هم ادامه داد ، جز آن كه امارتش زمان درازى ادامه نيافت ؛ چرا كه مماليك ترك كه با ايوبىها درافتاده بودند بر ويرانه‌هاى دولت آنان ، حكومت جديدى برپا كردند كه اندكى بعد نفوذشان تا مكه هم رسيد . نفوذ سلطه‌گرانهء آنان در سال 667 در زمان سلطان ظاهر بيبرس در سال 667 آغاز شد و پس از آن با قلاوون ادامه يافت . اين دو نفر با تمامى امكانات در تلاش براى اعمال نفوذ در امور ابو نمى و وادار كردن او براى دعا براى ايشان بر منبر مكه بودند . آنان براى اين كار اموال زيادى صرف كردند و هداياى فراوانى براى فريب وى به او دادند . به علاوه زمانى كه دريافتند كه او تمايلى به سمت آل رسول در يمن دارد ، به تهديد روى آوردند ، به طورى كه قلاوون توانست كارى كند كه در سال 681 در مكه تنها براى او دعا شود . وى همچنين رواج سكه‌هايى را كه به نامش بود و شروط ديگرى كه در جاى خود ، در فصل گذشته بيان كرديم ، بر امارت مكه تحميل كرد . ابونمى در برابر اين وضعيت ، صادقانه تسليم نبود . به همين جهت تلاش كردند تا